ایستگاه آخر
سلام پسرم امروز دوشنبه 8 آبانه و همون روزی که تو بعدها خواهی گفت روز تولدم و در واقع روزیه که من و تو از نظر جسمی از هم جدا میشیم و تو برای بزرگ شدن به دنیای ما آدم بزرگها با تمام خوبیها و بدیهاش نیاز خواهی داشت و آغوش امن من برات کوچیک خواهد بود هامون خوبم روزها و شبهای زیادی با هم بودیم خندیدیم گریه کردیم غذا خوردیم و رازها با هم داریم حالا اینجا امروز ایستگاه آخره پسرم و تو باید پیاده بشی من و بابایی و همه کسانی که میشناسی سخت منتظرتو هستیم و نمیدونی چه هیجانی داره این انتظار قوی باش و هرگز نترس دوستت دارم و احساس میکنم تا ابد میتونم برات بنویسم ...
نویسنده :
مادر
8:19






