هامونهامون، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 23 روز سن داره

آبی تر

قلب زندگی

دیروز 17 اردیبهشت بود که برای اولین بار صدای قلب های کوچیک و قشنگتون رو شنیدم که مثل گنجیشک میزد ...
18 ارديبهشت 1391

احساس مادر بودن

شما نمیدونید احساس مادر بودن یعنی چی؟؟؟؟؟ شما نمیدونید وقتی تو خیابون قدم میزنم و شکمم جلو اومده چه احساس نابی دارم شما نمیدونید وقتی رو شکمم دست میکشم و دیگه مثل قدیمها تخت نیست چه لذتی میبرم شما نمیدونید وقتی با احتیاط از خیابون رد میشم و با افتخار نگاه ماشینهایی میکنم که از حالات من متوجه بارداری من شده اند چه قدر سرشار از زندگی میشم من مامان دو تا نی نی کوچولو که امروز به اندازه 5 سانتی خود رسیده اند فکر میکنم پیش از من نه کسی مادر شده و نه پس از من کسی مادر خواهد شد:) من تنها مادر دنیام و لحظه لحظه زندگی ام با وجود شما پر شده ...
17 ارديبهشت 1391

با آرزوی بهترین ها برای عمو مهدی و نسرین جان

سلام به فرشته های خودم خوب بالاخره عشق و تعهد مادری غلبه کرد به ذوق و هیجان سفر و بودن در عروسی عمو مهدی ما به سفارش دکتر سفر و عروسی را کنسل کردیم و در خانه می مانیم و از شما که عین شیشه ظریفید نگهداری می کنیم . بابایی به نیابت از ما میره اما از همینجا به عمو مهدی و نسرین جان میگیم که خیلی دوسشون داریم و براشون آرزوی بهترینها رو داریم و امید داریم که هر لحظه زندگی شون پر از شادی باشه و سالم باشن و خوش و حامی شماها ...
11 ارديبهشت 1391

استراحت مطلق

سلام کوچولوهای خوشکل و ناز من چند روز پیش یه ذره شیطونی کرده بودین و یه کوچولو لبه جفت یکیتون بلند شده بود که نشونه اش این بود که یه کوچولو لکه های خونی می دیدم و خاله سیما هم گفت باید بخابی و از جات بلند نشی من هم با اجازتون سه روز سخت رو تو خونه گذروندم و امروز اومدم سرکار یه عالمه هم براتون دعا کردم حالتون خوب باشه و مشکلی براتون پیش نیاد من هم سفر و عروسی رو باید بی خیال بشم و به خاطر شما شیطونها از این عروسی بگذرم خیلی ناراحت کننده است اما چی کار میشه کرد فعلن شماها خیلی مهمید راستی مامان بزرگ هم مرخص شد و الان تو خونه است امروز می خوام برم ببینمش کلن خوبیم و دلم میخواد هر روز برم سونوگرافی و روی ماهتون رو ببینم آخه اون رو...
7 ارديبهشت 1391

عروسی

امروز شما وارد هفته دهم شدید کوچولوهای دوست داشتنی من شواهد میگه الان به اندازه 5/2 سانتیمتر هستید و دیگه به نام جنین خونده میشید الهی که همه چیزتون به خوبی شکل بگیره و رشد کنه مهم نیست من چقدر خسته میشم یا کلافه یا حالم خوب نباشه مهم اینه که شماها خوب رشد کنین دوستون دارم میوه های زندگی من یه خبر تازه هفته دیگه عروسی عمو مهدی و ما باهم میریم عروسی خوب باشید که بهمون خوش بگذره فقط یکم نگرانم ک ه دکتر اجازه نده سوار هواپیما بشم وگرنه خیلی تجربه باحالیه انرژی مثبت برای رفتن به سفر و عروسی و خوش گذرونی ...
2 ارديبهشت 1391

حالا هر کی به من میرسه

حالاهر کی به من میرسه از اینکه شما دوتایین خوشحاله و حسابی هم به ما تبریک می گه از همه هم بیشتر بابایی خوشحاله حالا هر کی به من می رسه میگه برای ما دعا کن و من با تمام وجود میخوام که شما ها که هنوز با خدا خیلی ارتباط دارین برای همه کسانی که به من گفتن دعا کنین برای همه دوستا و همه اونهایی که میخوان مامان بشن و همه کسانی که بیمار دارن و همه و همه حالا هر کی به من میرسه میخواد بدونه چیجوری اینطوری شده و حالا هر کی به من میرسه به من یه عالمه انرژی ++++++++++++++++ میده و همه اینها به خاطر شماهاست کوچولوهای دوست داشتنی من ...
30 فروردين 1391

بچه های من

دیروز 26 فروردین رفتم پیش دکتر که صدای قلبت رو بشنوم و دکتر گفت که خیلی قلب خوشکل و نازی داری که حسابی هم تپل داره میزنه بعد لحظه ای که کارش تموم شد به من گفت این دیگه چیه ؟ یه قلب دیگه و یه بچه دیگه شما دوتایین واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدای من شما دوتایین و من نمیدونستم باید چه کار کنم و همینطوری اشک میریختم  و میخندیدم شما بچه های من دوتایین که با هم تصمیم گرفتین من و بابایی رو غافلگیر کنین شما دوتایین که میخواین دنیای من و بابایی رو عوض کنین شما دوتایین و من از شادی سراز پا نمیشناسم بچه های من خیلی ممنون که با هم اومدین و من با تمام وجود پذیرای ش...
27 فروردين 1391

دنیایی است پیش رویمان

سلام کوچولوی من فندق خوشمزه   لوبیای شیطون تپل من عشق کوچول من دلم میخواد برات بگم چقدر دوست دارم بیای و با هم یه عالمه کارهای نکرده بکنیم و دنیای جدیدی رو تجربه کیم و پر بشیم از احساسات خوب و لذت بخش تو چقدر به من چیزهای جدید یاد بدی و من چقدر حرف نگفته با تو دارم دوست دارم شادی رو بهت تقدیم کنم و برات بهترینها رو میخوام دوست دارم سالم باشی و شجاع دوست دارم قوی باشی و مهربون ما خیلی باهم کار داریم دنیایی است پیش رویمان ...
23 فروردين 1391

هفته هشتم

فندق من میخواستم برات توضیح بدم که الان تو چه وضعیتی هستی  اندازه ات حدود 1.6 سانتي متر در حدود يك لوبيا قرمزه تو مرتبا حركت مي كنی و تغيير مكان مي دی، هر چند من تا چند هفته ديگر هم نمي تونم حركتهاي تو را احساس كنم  دنبالچه جنيني ات در حال ناپديد شدنه و پلكهات تقريبا به طور كامل چشمهات را مي پوشونه  هرچند هنوز هم پرده نازكي بين انگشتهاي پا و دستت وجود دارد، اما اين انگشتها در حال بزرگ شدنن. بازوهات بزرگتر شده اند و دستهات از مچ خم شده به طرف قلببت  قرار گرفته اند.  مفصل زانوهات شكل گرفتن و احتمالا پاهات به اندازه اي بزرگ شدن  كه بتونن جلوي بدنت به يكديگر برخورد كنن.  با...
21 فروردين 1391

فامیل خوب

خوب حالا وقتشه که از فامیلهای خوب که خیلی تو رو دوست دارن برات بگم  یکیشون عمو مهدی که تو دنیا بینظیره یدونه است واقعا اول اینکه مهر ماهیه عین من دوم اینکه مهربوووووووووووووووون ترینه سوم اینکه خوش تیپ و قیافه است چهارم اینکه صدای قشنگی داره و دیگه اینکه یه خانمی داره به اسم نسرین که اونم خیلی مهربونه و مامان بزرگ آبادانی که الان تو بیمارستانه و زانوی پاش رو عمل کرده که وقتی تو به دنیا بیای بتونه با تو راه بره و الان هم  همش به تو میگه محبوبه چون خیلی دوست داره دایی حامد هم هست ه پیانیسته و کلی باهاش حال میکنی کلن عاشقش میشی بعدن بهت میگم چرا فعلا اینها رو داشته باش تا بقیه رو سر فرصت برات تعریف ک...
20 فروردين 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آبی تر می باشد