سال 91 با تو
سلام فندق ناز من امروز 14 فروردین و اولین روز رسمی کار در اداره تعطیلات عید هم تمام شد گلم با تمام روزهای طولانی و کسلی که پشت سر گذاشتیم امسال به واقع میتونم بگم خیلی خوش نگذشت آخه اصلا بیرون نمیرفتیم و اصلا به دامان طبیعت نرفتیم و اصلا کار هیجان انگیزی نکردیم عمو مهدی بود که کت و شلوار دامادی اش رو خرید و اردیبهشت هم منتظر عروسی اش هستیم عمو وحید هم که عید برای ما کلی ماجرا درست کرده بود بالاخره به نظر میاد به راه راست هدایت شده و اون طور که تو دفتر خاطراتش برای تو نوشته بود و به من هم داد که بخونم همه انگیزه اش تو هستی فکر کن! عمه عاطفه هم که همش طبق معمول سر کار بود و در سور وساط برگزاری عروسی خودشه بابایی هم که ...
نویسنده :
مادر
9:02






